سی نما - نقد فیلم 1917: صالحان!

«ما جنگ می‌کنیم تا شاید بتوانیم در صلح زندگی کنیم»
-ارسطو

[حاوی اسپویلر از فیلم ۱۹۱۷]

«۱۹۱۷» (دانلود فیلم 1917 با لینک مستقیم) ساخته‌ی سم مندس، در کنار عناوین برجسته و پر زرق و برقی که در صف جوایز سینمایی هیاهو بر پا کرده بودند یکی از بی‌حاشیه‌ترین فیلم‌های امسال بود. این فیلم بنا بر سیاست‌های کمپانی سازنده در جریان گسترده‌ی تبلیغات قرار نگرفت چرا که سازندگان بر آن بودند هرچه بیشتر از انتشار جزییات فیلم ممانعت به عمل بیاوردند و به طور کلی از لو رفتن داستان، نحوه‌ی پرداخت فیلم و… جلوگیری کنند و اولین برخورد کامل و جامع مخاطبین با فیلم فقط در هنگام اکران صورت گیرد. با وجود این‌که چنین رویکردی برای کارگردانی که در این اواخر نامش با دو فیلم تجاری «جیمز باند» پیوند خورده بود کمی غیر قابل باور بود، ولی سرانجام «۱۹۱۷» بدون پیش‌درآمدهای پر سر و صدا رونمایی موفقیت‌آمیز و چشمگیری داشت.

داستان فیلم همان‌طور که از عنوانش پیداست بر گوشه‌ای از حوادث سال ۱۹۱۷ می‌چرخد، سال پایانی جنگ جهانی اول. «۱۹۱۷» روایت دو سرباز انگلیسی به نام اسکافیلد (جرج مکای) و بلیک (دین-چارلز چپمن) است که ماموریتی ویژه و خطرناک برای نجات جان ۱۶۰۰ نفر از نیروهایشان به آن‌ها محول می‌شود. این دو سرباز باید تمامی خطرات را بپذیرند و از خط مقدم جبهه که توسط دشمن بمباران شده است عبورکنند و پیغامی را به گروهان دیگر برسانند، پیغامی که در آن دستور عقب‌نشینی (نیروهای انگلیسی) با توجه به استراتژی برملا شده‌ی دشمن داده شده است.

در وهله‌ی اول بعد از چند دقیقه تماشای فیلم و خیره شدن به تصاویر و حرکات حرفه‌ای دوربین راجر دیکینز بدونِ کات خوردن، تماشاگر می‌پندارد که با اثری تک‌برداشت (سکانس‌پلان) مواجه است ولی در اصل این‌گونه نیست. با نگاهی جزیی‌تر به صحنه‌ها، حتی قبل از اولین کات کاملن واضح، پس از گذشت یک ساعت و شش دقیقه و هفده ثانیه از فیلم، می‌توان گفت که «۱۹۱۷» اثری لانگ‌تیک(برداشت‌های بلند) است نه تک‌برداشت. (در این زمینه با مراجعه به پشت صحنه‌ و صحبت‌های کارگردان فیلم، سم مندس جای شکی باقی نمی‌ماند.) با این‌حال در این اثر، فیلم‌ساز در پرداخت خود به شکل قابل قبول و کم نقصی عمل کرده است و برای روایتی چنین تک خطی، ساده و مهم‌تر از همه رئال، صحیح‌ترین تکنیک تصویر‌برداری را در نظر گرفته است. مندس در «۱۹۱۷» به بهترین شکل ممکن فضایی زنده و نفس‌گیر را می‌سازد که مخاطب احساس کند در دل ماجراها قرار گرفته و تمام جریانات، حوادث و تهدیدات شخصیت اصلی، برای خودش رخ می‌دهد. فی‌الواقع مندس و دیکینز با مهارت کامل، مخاطب را به وسط ماجراها می‌برند و به زیباترین شکل ممکن او را به قسمتی از این روایت بدل می‌کنند.

«۱۹۱۷» همان‌طور که در تصاویر، داستان‌گویی و اساسن نوع شیوه‌ی روایت نشان می‌دهد، فیلمی تمامن ضد‌‌جنگ نیست و کارگردان در هیچ‌کدام از صحنه‌های فیلم نمی‌خواهد به مخاطب پند و اندرز بدهد و یا صریحن پیام‌های اخلاقی فی‌الباب جنگ و تبعات آن را منتقل کند. مندس فقط می‌خواهد با تصاویر واقع‌گرایانه و گویایی که ارائه می‌دهد، مخاطبین را به وسط جنگ ببرد، به تماشای واقعیات جنگ در جبهه‌ها، به عمق فاجعه و در روایتش طوری مخاطب را سهیم کند که حتی نتواند لحظه‌ای پلک بزند و از کوچکترین صحنه‌ی این واقعیت عظیم غافل شود.

مندس حتی به دنبال زایش قهرمانان جنگی، افتخار آفرینی و مدال آویختن هم نیست و در رونمایی از دو شخصیت اصلی فیلمش که کنش اصلی داستان هم با آن‌ها آغاز می‌شود برتری خاص و اساسن رویین‌تنی را نشان نمی‌دهد و به راحتی و در غیرقابل باورترین لحظات، یکی از شخصیت‌های اصلی (بلیک) را به کام مرگ فرو می‌برد و باور مخاطبی که تا پیش از این صحنه، او را فناناپذیر می‌پنداشت بر‌هم می‌زند و شخصیت دوم (اسکافیلد) را بدل به شخصیت پیش‌برنده می‌کند. از جهتی اما دو شخصیتی که او نشانمان می‌دهد در اصل تفاوتی با سایر هم‌رزم‌ هایشان ندارند و در پی مسئولیتی که عهده‌دارش هستند، سفری پرخطر را در دل جنگ آغاز می‌کنند. سفری که تماشای لحظه به لحظه‌‌ی آن مو بر تن سیخ می‌کند و تمام تنش‌ها و پوچی‌های حاصل از آن، به تماشاگر هم سرایت می‌کند. پر واضح است که مندس شخصیت‌های اصلی فیلمش را مانند دیگر شخصیت‌هایی که در فیلم رویت می‌شوند، می‌پندارد. همان‌قدر بی‌هویت، همان قدر ناامید، وحشت زده و در محاق فراموشی.

به یاد داشته باشیم فضایی که سم مندس خلق می‌کند تنها یک نمونه از واقعیت تلخ جنگ است. واقعیتی غیر قابل اجتناب و جز جدایی‌ناپذیر فرهنگ انسانی. در فضاسازی مندس، همان طور که پیش تر مطرح شد نه تنها قهرمانی زاده نمی‌شود بلکه جنگ دیگر مقدس هم شمارده نمی‌شود که بتوان با انواع و اقسام تقدیرها مزینش کرد، در این معرکه تنها با پیکره‌های بی‌جانی رو به رو هستیم که تعدادشان مدام بیشتر می‌شود و مدام بدل می‌شوند به اصلی‌ترین منبع خوراک موش‌ها. پیکره‌های بی‌جانی که حتی درباره‌ی آن‌ها چیزی نمی‌دانیم. از زندگی شان، هویتشان، آرزوهایشان، انگیزه هایشان، اهدافشان و…. فقط می‌دانیم آن‌ها هم در این جنگی که می‌خواهد صلح را بر پا کند، مرده‌اند. مندس بدون کم‌ترین اغراق و به ساده‌ترین شکل ممکن ابزوردیسمِ جنگ را نشانمان می‌دهد.

مندس در «۱۹۱۷» با مهارت کامل و بدون خشونت های افراطی ما را به سمت واقعیت تلخ و سرد جنگ و بی پایانی‌اش سوق می‌دهد. او واقعیتی را نشانمان می‌دهد که نقطهی پایانی ندارد بلکه بارها و بارها شروع می‌شود. مندس خاطر نشان می‌کند که پس از تمام حوادث و تلخی‌ها، نه شادی وجود خواهد داشت و نه رستگاری و هیچ وقت و در هیچ دوره نمی‌توانیم با خاطری آسوده از پایان جنگ حرف بزنیم و این چرخه‌ی خشونت، گسیختگی، تلفات، پوچی، پلیدی و… پایانی ندارد و داغ جنگ، ابدی است.

در نهایت می‌توان گفت «۱۹۱۷» بی‌شک یک درام جنگی حماسی، هیجان‌انگیز و سرشار از تعلیق است و بیش‌تر از آن‌که درگیر داستان و پیچش‌های داستانی باشد فیلمی است متکی بر تصاویر و در واقع با تصاویر خیره‌کننده‌اش مخاطب را تا آخرین لحظه نگه می‌دارد. «۱۹۱۷» فیلمی است که در تصاویر و فرمی که از موضوعی تکراری و شناخته شده ارائه می‌دهد نمی‌خواهد مانند دیگر آثار عمل کند و فقط می‌خواهد اثری نو و مستقل باشد. سم مندس بدون‌ این‌که وارد تاریک‌ترین شکل بیانی و مشمئز کننده‌ی کشتار در جنگ بشود، نگاهش را روی سربازانی می‌برد که ماموریتی به آنان محول شده و هدف اصلی‌شان پایان رساندن این ماموریت است و برای رسیدن به هدف ارزشمندشان، به زعم بنیامین باید عینیت‌گرایی را قربانی مواضع کنند.

27 اسفند 1398 09:29

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

Oulipo پروفایل 10 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

و یک سؤال مهم،
معنای عبارت “به زعم بنیامین باید عینیت‌گرایی را قربانی مواضع کنند” چیست؟ حتماً معنای ویژه‌ای در این عبارت مستتر است که متنتان را با آن پایان داده‌اید.
متشکّرم

نمایش دیدگاه
Oulipo پروفایل 10 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

این مقدّمه را لازم دانستم تا به مسئله اساسی برسم؛ چگونه می‌توان لفظی متعلّق به دهه‌ها قبل، مختصّ زمینه‌ای از هنر را امروز به سخن گفتن از فیلمی در سال 2019 که در مورد جنگ اوّل است تعمیم داد؟ و از صمیم دل می‌خواهم بدانم علّت بکارگیری بسیار زیاد این واژه در انواع متون و نسبت دادن آن به انواع پدیده‌ها در سالیان اخیر چه علّتی دارد جز دهان‌پرُکن بودنش. آیا تا پیش از مصطلح شدن “ابزوردیسم” همه آدم‌ها الکن بوده‌اند و صفت و اسمی درخور توصیف کردن جنگ نداشته‌اند؟ بکارگیری این‌چنینی این واژه فرنگی نه‌تنها از لحاظ محتوایی غلط، که از جنبه زبانی هم کاملاً مردود است (کسی در زبان انگلیسی نمی‌گوید Absurdism of war؛ بلکه می‌گوید The absurdity of war). این مبحث را با دو مثال پایان می‌دهم. در فیلمی یک اتومبیل بسیار تندرو و بمعنای واقعی کلمه “مدرن” می‌بینم. حال آیا حق دارم در توصیف آن بگویم “فوتوریسم این ماشین مرا کشت”؟ یا وقتی کسی در فیلمی حرف‌های بی‌سروته می‌زند آیا می‌توانم بگویم “کارگردان دادائیسم این شخصیت را بخوبی نشان داده است”؟ اگر پاسخ به این دو سؤال منفی است پس باید پذیرفت “ابزوردیسم جنگ” هم از همین قماش است.
دیگر مسئله خط‌الرسم فارسی است که در این متن و متون مشابه بهیچ انگاشته شده است. این شکل من‌درآوردی فارسی‌نویسی که آبشخور آن را می‌توان تا مرحوم شاملو و هم‌اندیشانش پی گرفت زائیده انگاشتی غلط است. مثلاً نوشتن “تمامن” را در این متن بهیچ عنوان نمی‌توان توجیح کرد. زبان فارسی قدمتی چندصدساله دارد و سیر تطوّر آن تا امروز بر اساس اصولی بوده است و نمی‌توان یک‌شبه نادیده گرفتشان. این رویکرد تنها برآِیند سهل‌انگاری و تنبلی روزگار ماست. امّا اگر دغدغه نگارنده محترم سره‌نویسی است پیشنهاد می‌کنم کلمات عربی را یکسر از متنشان بشویند یا مثلاً به‌جای “فی‌الواقع” هم بنویسند “فلواقع” چون “ی” و “ا” تلفّظ نمی‌شوند و می‌توان از خیرشان درگذشت. وقتی کسی از هر قومیت و ملّیتی به زبانی می‌نویسد باید قواعد آن زبان را بداند و حرمت آن را بدارد.
لطفاً در مورد عنوان “صالحان” هم توضیحی بفرمایید.
سپاس

نمایش دیدگاه
yasichka پروفایل 10 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سپاس از توجه شما.
صریحن اعلام می کنم، از آن جایی که شما در تمام دیدگاه هایی که تا به الان مطرح نموده اید، اساسن به دنبال” گفت و گو ” نیستید و این از حجم دیدگاهتان که بیشتر شبیه به شکواییه است و همینطور نوع خشونت پنهانی که در واژگانتان وجود دارد و در نهایت میل به غلبه یا به اصطلاح ما تئاتری ها معرکه گیری که در بیان شما وجود دارد، اساس واژه ‌ی گفت و گو را از بین میبرد و پاسخ گویی را ناممکن می سازد، چرا که در نهایت به روش های سوفسطی همیشگی، به نوعی مصادره به مطلوب را رقم می زنید. در این ناراحتی، تحقیر و نفرتی که در تک تک واژگان شما وجود دارد ظاهرن همه نادان، ناآگاه، بی سواد، بی خرد و تمامن در جهل مرکب به سر می برند و مثل شما کتاب نمی خوانند و با خواندن خلاصه ی کتاب ها که پشتشان نوشته شده است، نویسنده شده اند و یا به روش شهودی صاف آمده اند در هنر و هر آنچه می خوانند و می نویسند غلط است، غلط! همان طور که عرض کردم، با چنین نگرش ترسناکی که مدام به دنبال تحقیر است، هیچجوره نمیشود وارد گفت و گو شد. به عنوان نویسنده و منتقد عرض کنم خدمتتون که هر نقد یک شیوه‌ی بیان و یک شکل نگاه کردن به اثر هنری است، لزومی نیست بنده ار چهارچوب های فکری شما پیروی کنیم. شما هم می توانید شکل نگاه کردنتان به یک اثر هنری را در قالب مقاله، نقد و … به طور رسمی تر بیان کنید. تا یادم نرفته بگویم که بهتر است از تاویل های سفت و سخت کلاسیک عبور کنید، و به بارت برسید. و اما در انتها اضافه کنم که ادامه‌ی این بحث، برای بنده زمان بر، بی حاصل و عبث است.
موفق باشید.

نمایش دیدگاه
Oulipo پروفایل 10 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سلام،
از ذکر کردن جزئیات درمی‌گذرم و تنها چند نکته اساسی را مطرح کنم.
در جایی از متن ذکر شده است که این فیلم، “فیلمی تمامن(؟) ضد‌‌جنگ نیست”، در حالی که در ادامه مدام به کراهت و پوچی جنگ در یکایک صحنه‌های فیلم اشاره شده است. ضدّ جنگ بودن لزوماً بمعنای شعارهای صلح‌طلبانه سر دادن نیست و تصویر جنگ بقدر اکتفا گویاست برای ضدّیت انگیختن با آن.
و امّا بیان مطلبی ساده و سرراست در قالب لفظ غریب “ابزوردیسمِ جنگ”؛ نویسنده متن که این اصطلاح را به کار گرفته‌ است حتماً می‌داند که پسوند -ایسم چه کارکردی در زبان انگلیسی دارد، پس برای خوانندگان علاقه‌مند به این مبحث توضیح مختصری می‌دهم. فارق از کارکردهای دیگر آن، -ایسم وقتی به دنباله یک اسم می‌چسبد نشانگر یک نظام نسبتاً یکپارچه نظری یا عملی است در زمینه‌های مذهبی (مثلاً Buddhism)، حوزَوی (مثلاً Calvinism)، فلسفی (مثلاً Epicureanism)، سیاسی (مثلاً Liberalism)، اجتماعی (مثلاً Chartism)، نژادی (مثلاً Arianism)، و دیگر زمینه‌ها. در زمینه مکاتب هنری-ادبی نیز منوال این‌چنین است و این پسوند خطّ مشی و نگرشی هم‌سو را در دوره‌ای خاص بیان می‌کند که به‌کار آرشیوسازی دانشگاهی و آشنایی کلّی با تاریخ هنر می‌آید و لاغیر، من‌جمله رمانتیسیسم، سمبولیسم، سوررئالیسم، و دیگر ایسم‌ها. امّا باید دانست که این دسته‌بندی‌ها خصلتی تاریخی دارند و اطلاق کردنشان به پدیده‌های مادّی و معنوی دیگر دوره‌های تاریخی کاملاً غلط است، چراکه هر دوره تاریخی را روابط درهم‌تنیده‌ای شکل می‌بخشند که مختص به همان دوره هستند. حال می‌رسیم به اصطلاح “ابزوردیسم” که در ظاهر یک خلأ زبانی را پر می‌کند امّا درواقع خود ایجادکننده یک خلأ معنایی است. مفهوم “ابزورد” متعلّق است به جناب آلبر کامو در مبحثش درباره معناباختگی عالم در دوران مرگ معنویت در سرآغاز مجموعه مقالاتش با عنوان “افسانه سیزیف”. سال‌ها بعد در دهه 60 میلادی جناب مارتین اِسلین این عنوان را به آثار گروهی از درام‌نویسان نسبت داد که ساموئل بکت، ژان ژنه، آرتور آداموف و اوژِن یونسکو از آن جمله‌اند. این نویسندگان زاییده ویرانی‌ها و برهوت‌های حاصل از جنگ دوّم بودند.

نمایش دیدگاه
mojtaba_035 پروفایل 9 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

اگر اشتباه نکرده باشم جنگ جهانی اول سال 1914 شروع شد نه 1917

نمایش دیدگاه
yasichka پروفایل 10 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سپاس از توجه شما .
به دلیل حجم بالای کاری، ایرادات نگارشی، تایپی، تغییرات و… به مرور انجام خواهد شد. بدیهی است که در پروسه سخت نوشتار از آغاز تا پایان، متن چندین بار ویرایش می شود.
سپاس.
موفق باشید🙏

نمایش دیدگاه
morijan پروفایل 7 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

بخشی از نقد، شامل لو رفتن داستان هستش. لطفا قید بشه که خواننده یا نخونه اون بخش رو، یا با آگاهی بخونه.

نکته عجیبی که درین فیلم به چشم می خورد این بود که این دو سرباز رفتار عجیبی از خودشون نشون میدادن، انگار باور نداشتن که درون جبهه جنگ و جدال با کسانی هستند که قصد کشتن شان را دارند!؟ در نقد اشاره ای نشده بود بهش.

نمایش دیدگاه
yasichka پروفایل 8 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سپاس از شما.
قسمت زیادی از متن، حول محور نکته ای که اشاره کردید می چرخد. از عنوان کنایی متن گرفته تا اشاره به ابزوردیسم و پوچ گرایی جنگ، معناباختگی مفاهیم و اساسن آشنایی زدایی که مندس در یک اثر جنگی به کار می برد.
پیشنهاد می کنم دگرباره متن را بخوانید با کدهای داده شده.
موفق باشید.

نمایش دیدگاه
mim.you پروفایل 6 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

خیلی هم عالی. ممنون بابت نقد 30نما جان.

نمایش دیدگاه
yasichka پروفایل 8 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سپاس از توجه شما
موفق باشید🙏

نمایش دیدگاه
shahrouz_malaki پروفایل 6 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

بخاطر نقد ممنون
کاش اسم نویسنده رو هم قید می کردین که ازشون تشکر کنیم
ضمنا متن شما حاوی اسپویل هست. کاش این رو هم یا قید می کردید یا اون قسمت رو حذف می کردید

نمایش دیدگاه
yasichka پروفایل 8 فروردین 1399
پاسخ به دیدگاه

سپاس از شما
موفق باشید🙏

نمایش دیدگاه